عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

586

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و آن مزد وى را ضايع نكند ، و بفضل خود برحمت بيفزايد . و بدين معنى حكايتى است كه بعضى مفسّران آورده‌اند در تفسير اين آيت : رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها . گفتند : مردى از شهرى كه اهل آن ظالمان و بيگانگان بودند بيرون آمد ، و روى نهاد بشهرى كه اهل آن صالحان بودند . بنيمهء راه فرمان حق بوى در رسيد ، و چون مخائل مرگ بر وى پيدا شد ، به زانو بخيزيد ، تا پاره‌اى فراتر شود بنزديك شهر صالحان . پس ربّ العزّة ملائكهء رحمت و ملائكهء عذاب را بفرستاد ، و ايشان را فرمود كه بپيمائيد ، و اندازه برگيريد كه بكدام شهر نزديكتر است ، بنيك مردان يا ببدمردان . پس بپيمودند و بيك بدست به شهر صالحان نزديكتر بود . ربّ العالمين ملائكهء عذاب را باز خواند ، و ملائكه رحمت را فرمود كه : شما روع وى برداريد ، و او را ببهشت بريد كه ما را رحمت از كس دريغ نيست ، و آن كس كه با وى عنايت ماست پيروزى وى را نهايت نيست . النوبة الاولى ( 4 / 81 - 77 ) قوله تعالى : أَ لَمْ تَرَ نبينى ، ننگرى ، إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ بايشان كه ايشان را گفتند : كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ دستها فرا داريد ، وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و نماز بپاى داريد ، وَ آتُوا الزَّكاةَ و زكات از مال بدهيد ، فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ چون بر ايشان واجب نوشتند غزا كردن ، إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ گروهى از ايشان ، يَخْشَوْنَ النَّاسَ از جنگ مشركان بترسيدند ، كَخَشْيَةِ اللَّهِ چنان ترسيدند كه از خدا بايد ترسيد ، أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً يا نيز سختتر ، وَ قالُوا و چنين گفتند ، رَبَّنا خداوند ما ! لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ چرا [ آن فراغت و أمن از ما ببردى ، و ] بر ما جهاد كردن نبشتى ؟ لَوْ لا أَخَّرْتَنا چرا ما را باز نگذاشتى